17 اشتباهی كه افراد در آغاز یک کسب وکار مرتكب مي شوند- بخش دوم

شرح

اشتباه دهم: غفلت از مديريت قسمتهاي مختلف سازمان.
اين مشكل معمولاً هميشه اتفاق مي افتد. مدیران معمولاً نيمي از وقت خود را به كارهايي مي پردازند كه 5 درصد از كل فعاليت ها هم نيست و از قسمت هاي ديگر غافل مي شوند. شما بايد نسبت به كل سازمان خود ديد جامعی داشته باشيد. ولي معمولاً كساني كه كسب و كاري را اداره مي كنند  اين ديد جامع را از دست مي دهند و بيشتر انرژي خود را براي اداره قسمتي از سازمان به كار مي گيرند تا اينكه كل سازمان را رهبري و مديريت كنند. "در مواردی محصولات مختلف را توليد مي كردم و گاه براي بعضي از تولیدات، افرادي را استخدام مي كردم . نتيجه آن را با تصوير بزرگي كه در ذهن داشتم در كوتاه مدت و بلند مدت مقايسه مي كردم كه آيا به اهداف تعيين شده رسيده ام يا نه." به عبارت ديگر ارزيابي كارهاي انجام شده و مقايسه آن با اهداف و برنامه های از قبل تعیین شده، سبب مي شود ديد كاملتري داشته باشيد. پس سعي كنيد آن تصوير بزرگ را در ذهن خود داشته باشد و مرتباً آن را با وضعيت كنوني خود مطابقت دهد.
اشتباه يازدهم: پذيرفتن غير ممكن بودن، ساده تر از پيدا كردن راه حل مناسب است.
"من مهندسي داشتم كه بسيار ماهر بود ولي هر گاه مي خواستيم وسيله اي را اصلاح يا بهينه سازي كنيم مي گفت: شما نمي توانيد به اين روش اين كار را انجام دهيد. من بايد مطمئن مي شدم و به آساني حرف هايش را قبول نمی كردم. من بايد ديدي فراتر مي داشتم." اگر مي خواهيد يك كارآفرين باشيد بايد بتوانيد كارهاي جديدي انجام دهيد. افراد زيادي به شما خواهند گفت اين ممكن نيست، ولي نبايد اين حرف ها را به آساني قبول كنيد يك كارآفرين خوب هميشه راه حل مناسبي پيدا مي كند.
اشتباه دوازدهم: توجه بيش از اندازه به حجم فروش و تعداد مشتريان، به جاي اينكه به سود دهي كسب و كار توجه شود.
افراد معمولاً بيشتر به حجم و مقياس توجه مي كنند. بيشتر كار آفرين ها تمايل دارند بگويند سازماني را اداره مي كنند كه بسيار بزرگ است، تعداد زيادي پرسنل دارد، اين مقدار مساحت دارد و اين قدر فروش دارد. معمولاً ما تمايل داريم در ذهن خود كسب و كاري بزرگ را پرورش دهيم تا اينكه به فكر ايجاد كسب و كاري پر سود باشيم. اما بدانيد كه بانكداران و كارشناساني كه سازمان شما را براي خريد يا سرمايه گذاري بررسي مي كنند از یک سازمان خیلی بزرگ خوششان نمي آيد. كارآفرين ها معمولا افرادي خلاق و فني هستند ولي بايد ياد بگيرند يك مدير و بازرگان خوب هم باشند.
اشتباه سيزدهم: به جاي اينكه به دنبال حقيقت باشيد به دنبال تأييد هستيد.
اين اشتباه بسيار متداول است شما مي خواهيد كاري را شروع كنيد، بنابراين با افرادي كه براي شما كار مي كنند صحبت مي كنيد. با خانواده و دوستان صحبت مي كنيد. اما درحقيقت به دنبال تأييد كار خود هستيد. و به دنبال حقيقت نمي گرديد. بلكه به دنبال كسي هستيد كه به شما بگويد كار درستي انجام مي دهيد. معمولاً حقيقت غير از اين است. بایستی محصول خود را آزمايش كنيم و به دلایل آزمايش كنندگان گوش فرا دهيم كه چه مي گويند. نه این که به جاي ارزش دادن به حقيقت دنباله روی حرف مردم باشیم كه مي گويند «اوه اين فوق العاده است»!
اشتباه چهاردهم: از دست دادن تمرکز بر انجام کارها و بر فروش کالاها.
بيشتر كارآفرين ها در یک واحد، روي چند قسمت كار مي كنند ولي هيچ كدام را به درستي انجام نمي دهند. به جاي اين كه تمركز خود را بر درست انجام دادن تمامی كارها همچنین فروش بیش از پیش، صرف کنند، توجه كارمندان و وقت خود را براي انجام كارهاي غیر ضروری در آن واحد تلف مي كنند. بنابراين كالاي اصلي آنها به خوبي توليد نمي شود چون آنها كارهاي زيادي انجام داده اند و از اصل قضيه دور شده اند. مثلاً کارآفرینان  می خواهند كالاي خود را به Wal-Mart (يك فروشگاه زنجيره اي معروف در آمريكا) بفروشند. پس از مدتي اظهار می کنند محصول خود را به شبكه فروش خانگي می فروشند و سپس مي گويند فروشگاه هاي هديه هم خوب به نظر  مي رسند. و از اين دست.
اشتباه پانزدهم: هدف بلند مدت و مقصد حرفه اي شفاف و واضح نيست.
هدف بلند مدت شما بايد مشخص باشد. اين بدان معنا نيست كه شما عوض نمي شويد، اما وقتي كه هدفي را تعيين مي كنيد بايد به آن سمت نشانه گيري كنيد. اين حرف ها وقتي اهميت پيدا مي كند كه افراد مي خواهند محصول خود را تعيين كنند و مي پرسند چه محصولي انتخاب كنم؟ (توليد كنم؟) پاسخ بستگي به اين دارد كه چه كاري را مي خواهيد انجام دهيد. اگر مي خواهيد با اين كار يك سازمان چند ميليون دلاري تاسيس كنيد. شايد بايد روي كالاي خود تجديد نظر كنيد. ولي اگر هدف شما يك شركت كوچك است قضيه فرق مي كند. يا اگر مي خواهيد كسب و كاري راه بيندازيد تا اعضاي خانواده خود را مشغول به كار كنيد بحث ديگري است. و شايد در اين گونه موارد خيلي نياز به اهداف بلند مدت نداشته باشيد ولي اگر هدف كسب و كار شما شفاف و مشخص باشد. در موفقيت آن تأثير زيادي دارد.
اشتباه شانزدهم: از دست دادن تمركز و هويت.
براي خلق يك سازمان با ارزش اين مشكل را بيان مي كنم. سازمان شما خود يك كالا است. شركت ها و سازمان هاي زيادي هستند كه سعي مي كنند اهداف زيادي را در آن واحد دنبال كنند و به جاي اينكه يك كسب و كار متمركز، معتبر و داراي هويت داشته باشند، فعاليتي شلوغ و درهم دارند. وقتي كسب و كار جديدي راه مي اندازيد بسيار مهم است كه روي هدف و هويت شركت تمركز داشته باشيد. اجازه ندهيد قدرت سازمان شما روي اهداف مختلفي كه به نتيجه رسيدن هر كدام از آنها پروسه اي سنگين است، سایه افکند. چرا که تشکیلات شما ضعيف خواهد شد. مثلاً فرض كنيد شركتي داريد كه محصول آن، تنقلات مورد علاقه كودكان است حال اسباب بازي را به محصولات خود اضافه كنيد فقط به اين دليل كه مشتريان شما ممكن است اسباب بازي هم بخرند شركت خود را تضعيف كرده ايد. يك سازمان به تمركز روي آن چه هست نياز دارد تا بتواند قدرت بگيرد.
اشتباه هفدهم: نبود برنامه اي براي خارج شدن از اين كسب و كار.
يك برنامه براي خروج از كسب و كاري كه ايجاد كرده ايد داشته باشيد و سعي كنيد آن را به بهترين نحو انجام دهيد. به عنوان مثال من براي كسب و كاري كه اكنون راه انداخته ام يك برنامه 2 ساله دارم يعني برنامه اي دارم كه پس از 2 سال بتوانم پول زيادي به دست آورم و سپس به كار ديگر مشغول شوم، شايد علتش اين است كه آنقدر دلبستگي به آن كار ندارم و چون آن كسب و كار به اوج خود رسيده ديگر جذابيت كافي ندارد تا به آن كار ادامه دهم. بعد از سال اول به دقت بازار را بررسي مي كنم و سعي در نوآوري در اين زمينه خواهم داشت. و در همين زمان گزينه فروش سازمان را روي ميز قرار مي دهم چون چيزي باارزشتر از يك فروش خوب نمي توانم به دست آورم. اين بدان معناست كه هيچ قرارداد داخلي امضا نمي كنم و منتظر شركت هاي چند مليتي هستم تا شركت خود را به آنها بفروشم. از كارهاي مربوط به حق امتياز و انجام صحيح آنها مطمئن مي شوم. و در عين حال تمام توجه خود را روي كيفيت كار معطوف مي كنم تا از سطح استانداردها بالاتر باشد. كيفيتي بالاتر از محصولات سازمان هاي چند مليتي كه احتمالاً شركت ما را خواهند خريد!
يك استراتژي خروج هم مي تواند اين باشد كه سازمان خود را در آينده به فرزند خود بسپاريد. مهمترين كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه شركتي بسازيد كه ارزشمند و سود ده باشد و در اين شرايط همه گزينه ها در برابر شماست: سازمان خود را نگه داريد، آن را بفروشيد، براي آن تبليغات كنيد، حساب بانكي خود را پر پول كنيد و ... . ولي به ياد داشته باشيد، يك كسب و كار مي تواند يك كالا هم باشد.
 
لینک منبع
  • 266 بار نمایش
ورود
نام کاربری
کلمه عبور
رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟ یادآوری رمز عبور
© 1398, All rights reserved Entitex Co