17 اشتباهی كه افراد در آغاز یک کسب وکار مرتكب مي شوند- بخش اول

شرح
اشتباه اول: بيشتر افراد معمولاً به اندازه كافي براي تحقيقات روي طرح و ايده خود وقت صرف نمي كنند تا ببينند واقعاً ارزش آن را دارد يا نه و به همين دليل شكست مي خورند اين معمولاً مهمترين اشتباه همه است.
به اعتقاد اوشر 9 نفر از هر 10 كارآفرين به خاطر اين كه طرح و ايده آنها ارزشي را كه تصور مي كردند نداشته است  شكست مي خورند. گاهي افراد آن قدر شور و شوق به انجام كار جديد دارند كه از تجزيه و تحليل آن غافل مي شوند. و همين باعث شكست آنها مي شود آنها ممكن است بسيار با استعداد و لايق باشند و هر كاري كه از دستشان بر مي آيد انجام دهند ولي به نتيجه مناسبي دست پيدا نمي كنند چون قدم اول را مشكل دار برداشته اند. يعني ايده با ارزشي انتخاب نكرده اند.
اشتباه دوم: تخمين نادرست از بازار، تعداد مشتريان احتمالي، زمان بندي و قسمتي از بازار كه نصيب آنها خواهد شد.
بيشتر افراد كارآفرين آن قدر درباره طرح ها و كارهاي جديد خود هيجان زده هستند كه توجه نمي كنند که چند نفر مشتري واقعي آنها خواهند بود. آنها مي گويند اگر كل بازار 50 ميليون مصرف كننده داشته باشد و فقط 2 درصد از بازار مشتري ما باشند آنگاه 1 ميليون مشتري خواهيم داشت حال آنكه 2 درصد از بازار رقم بسيار بالايي است و بيشتر كسب و كارها زير 1 درصد مشتري دارند.
اشتباه سوم: كم تخمين زدن سرمايه و زمان مورد نياز.
آنها سرمايه مورد نياز را براساس اشتباه اول تخمين مي زنند. افراد در ابتداي كار براي محيط اداري، مبلمان، كامپيوترها و استخدام يك مدير فروش و ... پول زيادی خرج مي كنند. به عبارت دیگر كارهايي انجام مي دهند كه هزينه بر و هزينه ساز است و تنها به اميد اين هستند كه فروش بالايي داشته باشند.
همه اين هزينه ها به اميد حجم بالاي فروش در مدتي كم انجام مي شود. آنها فكر مي كنند خيلي زود، سود بالايي نصيبشان مي شود ولي در عمل چنين اتفاقي نمي افتد و ناگهان متوجه مي شوند همه سرمايه خود را خرج كرده اند و پولي براي ادامه كار ندارند. در اين زمان هزينه هاي پيش بيني نشده هم وجود دارند بنابراين هميشه سرمايه اي بيش از آنچه در ابتدا به نظر مي رسد نياز است حتي اگر صرفه جويي هاي لازم انجام شود.
اشتباه چهارم: تخمين اشتباه در حجم فروش و زمانبندي.
آنها تخمين درستي از بازار و تعداد مشتريان ندارند بنابراين براي اين قسمت از كسب و كار خود پروژه هاي زيادی مد نظر دارند. آنها مي گويند 200 ميليون خانه وجود دارد و كافيست به X تعداد از آنها جنس خود را بفروشم. اما چون در زمان محدودي كه در نظر گرفته بودند به ميزان فروش مورد نظر خود نمي رسند شكست مي خورند و هيچگاه فرصت پيدا نمي كنند حجم فروش كافي داشته باشند.
اشتباه پنجم: سرمايه پروژه اي را بسيار كم تخمين مي زنند.
براي اجراي هر پروژه از طراحي تا توليد كالا هميشه به سرمايه اي بيش از آنچه تصور مي شود نياز است. همچنين دلايل ناشناخته اي وجود دارند كه هزينه اجراي يك پروژه را بالا مي برند. بنابراين هنگام اجرای پروژه شما با كمبود منابع روبرو مي شوید و پروژه كند و محدود مي گردد.
اشتباه ششم: افراد زيادي استخدام مي كنند و براي دفتر، مبلمان و تجهيزات اداري، هزينه زيادي صرف مي كنند.
اكنون شما فروش كم و هزينه هاي زيادي داريد. اين مشخصه سازمان هايي است كه هر روز شكست مي خورند و نمونه هاي زيادي از آنها را مي توانيد ببينيد. همه اينها از اشتباه اول ناشي مي شود: شكست به دليل عدم تحقيق كافي درباره ارزش طرح و فرصتي كه مي خواهيد روي آن سرمايه گذري كنيد.
اشتباه هفتم: نداشتن طرح و نقشه براي ناگواری های احتمالي.
حتي اگر در تمام برآوردها و تخمين ها بسيار واقع گرايانه عمل كرده باشيد باز هم وقايع پيش بيني نشده وجود دارند. ممكن است شرايط بازار عوض شود، بانك به تعهدات خود پايبند نباشد، بهره بانكي عوض شود، براي حمل و نقل محصول محدوديت هايي ايجاد شود و بسياري موارد از اين قبيل كه اگر هر كدام از اينها اتفاق بيفتد مقصر شما نيستيد. يا به عبارت ديگر اين مشكلات ناشي از ضعف طرح نيست، اما اتفاق مي افتد. بيشتر مواقع كساني كه كار جديدي را آغاز مي كنند احساس مي كنند هر گاه به مشكلي برخورد كردند كسي يا چيزي هست كه به آنها كمك كند. و به همين دليل از قبل نقشه اي براي شرايط ناگواري كه ممكن است پيش بيايد ندارند و در صورت وقوع چنين شرايطي كل زحمات و سرمايه آنها در خطر خواهد بود.
اشتباه هشتم: شريك كردن افراد غير لازم يا نامعتبر.
شما فقط به افراد مشخصي به عنوان شريك نياز داريد. به عنوان مثال بيشتر مواقع به پول نياز داريد، و شركايي پيدا مي كنيد كه آنها هم به پول نياز دارند. يا بسياري مواقع افراد خلاق كه ايده هاي خوبي دارند دوستان خود را به عنوان شريك انتخاب مي كنند. بسياري افراد برتري هاي راهبردي را ندارند يا اعتبار كافي براي شراكت را ندارند. حال چنين افرادي قرار است مثلاً 25 درصد از شركت شما را صاحب شوند. چنين كاري كاملاً اشتباه و غير ضروري است. قبل از اينكه افراد بخواهند در دارايي يا طرح  شما شريك شوند، بايد آن را به دست آورند. (يعني براي شراكت خود پول، اعتبار و وقت خود را گرو بگذارند و زحمت بكشند.)
اشتباه نهم: افراد را براي راحتي خود استخدام كنيد نه به خاطر مهارتهاي مورد نياز آنها.
"در اولين شركت هايي كه بنا كردم خويشاوندانم را استخدام كردم. اين كار بسيار ساده بود اما بسياري از آنها براي كاري كه من نياز داشتم فرد مناسبي نبودند. و اخراج كردن افراد كار ساده اي نيست به خصوص اگر از فاميل و آشنا باشند." براي استخدام افراد زمان بيشتري صرف وقت كنيد و براساس مهارت ها از بين آنها انتخاب كنيد. شما به افرادي با مهارت بسيار بالا احتياج داريد كه بتوانند در شرايط نامناسب به كسب و كار شما كمك كنند، به عبارت ديگر آچار فرانسه باشند. اگر افراد نامناسب استخدام كنيد، درست زماني كه به آنها احتياج داريد كسب و كارتان را با مشكل مواجه مي كنند.
نویسنده
علي يزدي مقدم
لینک منبع
  • 285 بار نمایش
ورود
نام کاربری
کلمه عبور
رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟ یادآوری رمز عبور
© 1398, All rights reserved Entitex Co